سلام بعد از حدود شيش ماه من برگشتم . حالا ديگه وارد چالشاي جديد خونه داري و خانوم بودن شدم واسه خودم تجربه ي عجيبي بود تا قبل عروسيم اصلا فكر و ذكرم به اين چيزايي كه هست نبود روزاي اول خيلي بهم سخت ميگذشت دلتنگي براي پدر مادرم مهموني دادن تميزي خونه مرتب بودن و ....اوايل خيلي به خودم سخت ميگرفتم فقط فيلم عروسيمونو ميديدمو مدام با لحظه ي خداحافظي با پدر مادرم گريه ميكردم، اما الان حالم خوبه خدارو شكر انگار توي جايي كه هستم جا افتادم .
معني خيلي حرفايي كه غير مستقيم بهم زده ميشه رو ميفهمم اما چيزي نميگم چون اصغر ازم مي خواد اينطور باشم .
در كل حالم خوبه خيلي خوبم خدارو شكر سختي هست كم پولي هست اما عوضش من كنار عشقمم.
ديشب كه داشتم مطالب قبلو مي خوندم حالم از روزاي گذشته بهم خورد اصلا نمي خوام يك ساعت از الانو با يكسال از اونموقع عوض كنم .
پارسال دقيقا بيست بهمن بود كه اومدن خواستگاريم و الان دقيقا 170 روز از خانوم شدنم مي گذره . خدايا شكرت خدايا هميشه همين طور راضي و اروم نگهم دار
+نوشته شده در جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۶ساعت 12:58 توسط نازنین |
بعدی از تنهایی های نارنجی کم رنگ من ...
ما را در سایت بعدی از تنهایی های نارنجی کم رنگ من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: دوشنبه 6 فروردين 1397 ساعت: 14:04